نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۲۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با عشق انتقام توان ز آسمان کشید

نتوان به زور بازوی عقل این کمان کشید

دیگر چه لازم است که مشق جنون کند

دیوانه ای که خط به سواد جهان کشید

با خامشی بساز که تلخی نمی کشد

این شهد را کسی که به کام وزبان کشید

دیوان عاشقان به قیامت نمی کشد

خط انتقام ما ز رخ دلستان کشید

گرد کدورتی که ز اغیار داشتم

دیوار در میان من ودلستان کشید

شد کند از ملایمت من زبان خصم

دندان مار را به نمد می توان کشید

صائب بغیر گوشه دل نیست در جهان

امروز گوشه ای که نفس می توان کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احوالات عاشقانه و انتقام از دیدگاه یک عارف می‌پردازد. شاعر به قدرت عشق اشاره می‌کند که می‌تواند انسان را از زمین به آسمان ببرد، در حالی که عقل نمی‌تواند به چنین بلندی‌ها برسد. او به دیوانگی و جنون عاشقی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در عشق، برخی از تلخی‌ها قابل تحمل است. همچنین، شاعر اعتقاد دارد که دیوانگان عشق به قیامت نمی‌رسند و انتقام‌خواهی او فقط از دل محبوبش می‌آید. در نهایت، شاعر به سکوت و خاموشی به عنوان راهی برای کنار آمدن با درد و دل جهان اشاره می‌کند و از قدرت تنهایی و گوشه‌نشینی خود در این جهان سخن می‌گوید.