نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۳۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی ابر گهربار چمن شسته نگردد

تا دل نشود آب سخن شسته نگردد

دامن به میان تا نزند اشک ندامت

گرد گنه از خانه تن شسته نگردد

برچهره یوسف اثر سیلی اخوان

نیلی است که از صبح وطن شسته نگردد

خون زنگ نشوید ز دل غنچه پیکان

از باده غبار دل من شسته نگردد

دندان به جگر نه که به آب و عرق سعی

گرد خط ازان سیب ذقن شسته نگردد

از ابر بهاران نشود مخزن گوهر

تا همچو صدف کام و دهن شسته نگردد

از گریه چسان سبز شود بخت که ظلمت

از بال وپر زاغ و زغن شسته نگردد

تا شمع سهیل است درین بزم فروزان

از خون جگر روی یمن شسته نگردد

فکر خط وخال از دل سودازده من

چون تیرگی از مشک ختن شسته نگردد

از بخیه نیاید لب افسوس فراهم

از روی کهنسال شکن شسته نگردد

چون گرد یتیمی ز گهر گرد کسادی

صائب ز رخ اهل سخن شسته نگردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعاتی چون گناه، ندامت، عشق و دردهای انسانی می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که برای پاک شدن و رهایی از گناهان، باید دل را شسته و غم‌ها را کنار گذاشت. همچنین به تأثیرات گذشته بر زندگی انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که تاثیرات منفی، مانند سیلی بر چهره یوسف، هرگز پاک نمی‌شوند. در نهایت، شاعر به این حقیقت اشاره دارد که خاطرات و غم‌ها برای همیشه با ما خواهند ماند و نمی‌توان از آنها رهایی یافت. شعر در قالب چندین تشبیه و تصویر شعری به زیبایی احساسات و عواطف عمیق انسانی را منتقل می‌کند.