غزل شمارهٔ ۴۴۲۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن خرمن گل چون ز در باغ درآید
سرو از لب جو چند قدم پیشتر آید
گر در بغل غنچه فردوس درآیم
چون چاک گریبان قفس در نظر آید
با آه جگر سوختگان اشک نباشد
غواص چو تعجیل کند بی گهر آید
هشدار که چون بلبل ما بال فشاند
از صدقفس آواز پروبال برآید
بابی هنران اختر بدکار ندارد
این سنگ برآیینه اهل هنر آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و لطافت گلها در باغ اشاره میکند و از آنها به عنوان نمادی از عشق و زیبایی یاد میکند. او بیان میکند که حتی اگر به فردوس (بهشت) برود، حسرت و گرفتاریهایی که در قفس دارد را فراموش نمیکند. همچنین، به اهمیت صبر و غم در عشق میپردازد و به بلوغ احساسات انسانی اشاره میکند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که هنرمندان و افرادی که در جستجوی هنر هستند، باید از دنیا و مشکلات آن آگاه باشند. יש