نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۳۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوب است که بی رنج طلب کام برآید

آن کام چه ارزد که به ابرام برآید

آتش نفسان گوش به تعظیم بگیرند

هرجا که من سوخته را نام برآید

ریزند کواکب چو عرق از رخ گردون

آن روز که خورشید تو بر بام برآید

نقش قدمش شمع ره گرمروان است

از شوق تو آن کس که ز آرام برآید

در باده اگر سرمه نریزد ادب عشق

فریاد اناالحق ز لب جام برآید

شرمنده ام از عشق که با شغل دوعالم

نگذاشت کباب دل من خام برآید

از گردش چشم تو دل چرخ فروریخت

چون حوصله از عهده این جام برآید

صائب چو ز اندیشه روزی است مرا رزق

زینم چه که برگرد جهان نام برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت عشق و اشتیاق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هیچ چیزی ارزشمند نیست که با زحمت و تلاش به دست آید، زیرا لذت عشق باید بدون رنج حاصل شود. او به قدرت و تاثیر عشق اشاره می‌کند و خاطرنشان می‌کند که آثار عشق بر دل انسان مانند آتش سوزان است. همچنین، شاعر از شرم و خجالت خود در برابر عشق و چالش‌های زندگی می‌گوید و در نهایت به این اشاره دارد که عشق و اشتیاق او همچنان ادامه دارد، حتی در شرایط سخت.