نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۴۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با روی تو صبر از دل بیتاب نیاید

خودداری ازین آینه چون آب نیاید

غافل نکند بستر گل شبنم ما را

در دیده روشن گهران خواب نیاید

زنجیر حریف دل خوش مشرب ما نیست

از موج عنانداری سیلاب نیاید

در دیده صیاد کمینگاه بهشتی است

زاهد بدر از گوشه محراب نیاید

بی خیرگی آیینه ز رخسارتوگل چید

چشمی که بود نرم دراوآب نیاید

آسودگی من ز گرفتاری خویش است

در دام محال است مرا خواب نیاید

چشمی که نمکسود شد از پرتو منت

از خانه تاریک به مهتاب نیاید

دلبسته گردون دل آسوده ندارد

استادگی از کوزه دولاب نیاید

صائب دل افسرده من گرم نگردد

تا بر سرم آن مهر جهانتاب نیاید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از جدایی و بی‌تابی است. شاعر به توصیف ناتوانی در صبر و تحمل می‌پردازد و بیان می‌کند که با وجود زیبایی‌ها و نویدهای امیدبخش، هیچ‌چیز نمی‌تواند به دل او آرامش دهد. اشاره به آینه و شبنم گل، نشان‌دهنده زیبایی ظاهری است که نمی‌تواند به عمق دل جراحت‌دیده او بپردازد. شاعر همچنین به این موضوع اشاره می‌کند که دلش از جهانی که در آن زندگی می‌کند مأیوس است و برای او هیچ‌چیز خوشایند نیست، و تا وقتی که عشق و نور معشوقش در زندگی‌اش نباشد، آرامش نمی‌یابد.