نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غنیمت دان درین وحشت سرا خلوت گزینی را

که از پوشیدن چشم است عینک دوربینی را

تو از تن پروری بار زمین گردیده ای، ورنه

به کاهش می توان کرد آسمانی این زمینی را

ز ناهمواری آرد ساده لوحی راه را بیرون

نمی باشد ثمر جز عقده دل خرده بینی را

به باد بی نیازی می رود جمعیت خرمن

نمی باشد خطر از برق آفت خوشه چینی را

ندارد نامداری حاصلی غیر از سیه رویی

غنیمت می شمارد خاتم ما بی نگینی را

ندارد شکوه ای از تیره بختی ها دل عارف

که خواهد از خدا آیینه خاکسترنشینی را

محال است از سر بی مغز سودا را برآوردن

که نتوان از خمیر آورد بیرون موی چینی را

گهر از ته نشینی یافت صائب این سرافرازی

سبک قدری چو کف لازم بود بالانشینی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به غنیمت شمردن خلوت و دوری از شلوغی‌ها اشاره دارد و آن را فرصتی برای خودشناسی و تفکر می‌داند. شاعر از انسان‌ها می‌خواهد از تن‌پروری و زندگی سطحی فاصله بگیرند و به عمق زندگی توجه کنند. همچنین، بیان می‌کند که به جای خرده‌گیری و دل‌خوشی‌های بی‌حاصل، باید به خالق و نوع دوستی توجه داشت. در نهایت، شاعر می‌گوید که موفقیت واقعی تنها در سایه آگاهی و تلاش برای بهبود خود حاصل می‌شود و از کارهای بیهوده نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد.