نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۲۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

زخم ما پهلو به خنجر می‌دهد

شیشه ما سنگ را پر می‌دهد

سینهٔ ما از هجوم درد و داغ

یادی از صحرای محشر می‌دهد

شوق از افتادگان راه عشق

می ستاند پا و شهپر می‌دهد

بی مگس هرگز نماند عنکبوت

رزق را روزی رسان پر می‌دهد

ناامیدی اوّل امّیدهاست

نخل ما چون خشک شد، بر می‌دهد

هوشیاری گرچه جان گفتگوست

می سخن را رنگ دیگر می‌دهد

از بزرگی بر خورد یا رب محیط

می‌ستاند موم و عنبر می‌دهد

همت مردان مگر کاری کند

نقش ما کی داد ششدر می‌دهد

می دهد زر را به زر هر کس چو گل

خردهٔ خود را به ساغر می‌دهد

می‌شود چون خامه صائب سرخ رو

هر که در راه سخن سر می‌دهد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج انسانی می‌پردازد و از نشانه‌های زندگی و عواطف مختلف سخن می‌گوید. شاعر اشاره می‌کند که زخم‌ها و دردها می‌توانند یادآور روزهای سخت و محشر باشند، و عشق باعث شوق و انگیزه در دل‌ها می‌شود. همچنین، ناامیدی می‌تواند به امید تبدیل شود و انسان در هر شرایطی باید به کوشش و همت خود ادامه دهد. در نهایت، شاعر به زیبایی و قدرت کلام اشاره می‌کند و می‌گوید که هر کس در مسیر عشق و سخن برود، به زیبایی و روشنایی خواهد رسید.