نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۲۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه کار از یاری دوران برآید

به همت کارها آسان برآید

سرآید چون زمان ناامیدی

به خواب یوسف از زندان برآید

هم از کودک مزاجیهای حرص است

که در صد سالگی دندان برآید

نمی گیرد تنور سردنان را

تن افسرده چون باجان برآید

بود مژگان خونین حاصل عشق

ز دریا پنجه مرجان برآید

چو شبنم هر که خودرا جمع سازد

سبک از گلشن امکان برآید

رهی سرکن خدا را ای سبکدست

که جان از جسم دست افشان برآید

ندارد حاصلی آمیزش خلق

که شمع از انجمن گریان برآید

به صبر از ورطه هستی توان رست

به لنگر کشتی از طوفان برآید

ز زیر پوست هر دل را که مغزی است

چو پسته با لب خندان برآید

چو می باید گذشت آخر ز سامان

خوشا آن سرکه بی سامان برآید

دل از باد مرادعشق صائب

ازین دریای بی پایان برآید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان امید و توانمند شدن در شرایط سخت می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که در مواقع ناامیدی، امکان تحقق آرزوها وجود دارد و با پشتکار و همت می‌توان به نتیجه رسید. او به ویژگی‌های انسان‌ها و احساست عشق اشاره می‌کند و در نهایت به این نکته می‌رسد که با صبر و تلاش می‌توان از مشکلات زندگی عبور کرد و به موفقیت دست یافت. شاعر به زیبایی تصویرسازی می‌کند و تساوی بین دل و جسم، عشق و انتظار را به نمایش می‌گذارد، در حالی که نشان می‌دهد در سختی‌ها نیز امید و زیبایی وجود دارد.