نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

فلک از ناله ما نرم نشد

کجروان سخت کمان می باشند

با قلم راز ترا چون گویم

دل سیاهان دو زبان می باشند

تا دم باز پسین اهل نظر

چون شرر دل نگران می باشند

بیشتر خوش نفسان چون نافه

در ته خرقه نهان می باشند

نافه دامن صحرای وجود

ژنده پوشان جهان می باشند

شعله ها پیش لب ما صائب

خامش و بسته زبان می باشند

صوفیان صاف روان می باشند

چون صدف پاک دهان می باشند

در ته سبزه شمشیر بلا

صاف چون آب خزان می باشند

روز آسوده و شبهای دراز

همچو انجم نگران می باشند

گنج زیر قدم و بر در خلق

شی ء لله زنان می باشند

گل خامی است سخن پردازی

پختگان بسته زبان می باشند

بلبلانی که چمن مشتاقند

در قفس بال زنان می باشند

تا نسیم سحری جلوه گراست

برگها بال فشان می باشند

چون کف بحر سبک جولانان

بر سر آب روان می باشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و روز انسان‌ها و احساسات آن‌ها می‌پردازد. شاعر به ناله و بی‌حوصلگی خود اشاره می‌کند و می‌گوید که کج‌روان به مانند کمان سخت و قوی هستند. او بیان می‌کند که دل سیاهان دو زبان دارد و اهل نظر در پایان روز دل‌نگران هستند. آنها همچون خوش‌نفسانی هستند که در خرقه خود پنهان شده‌اند. سپس شاعر به صوفیان اشاره می‌کند که روانی صاف و پاک دارند و در زیر ته سبزه، بلای خویش را مانند آب خزان صاف می‌یابند. روزها و شب‌ها برایشان طولانی است و گنجی ارزشمند در نزدیکی آن‌هاست. شاعر همچنین به بلبلان و برگ‌هایی اشاره می‌کند که تحت تاثیر نسیم صبح به رقص در می‌آیند و همه این‌ها نشان از دل‌نگرانی و در پی جستجوی آرامش در زندگی دارند. در کل، شعر به تضادها و جستجوی معنای زندگی در میان شرایط سخت اشاره دارد.