غزل شمارهٔ ۴۵۶ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
فلک پرواز سازد آه را درد گران ما
پر سیمرغ بخشد تیر را زور کمان ما
ز بی مغزان خدنگش گرچه پهلو میکند خالی
همان چون قرعه می غلطد به پهلو استخوان ما
به جز غفلت متاعی نیست ما گم کرده راهان را
جرس را چشم خواب آلود سازد کاروان ما
به احوال دل صد پاره عاشق که پردازد؟
ز تمکین گل نمی چینند طفلان در زمان ما
صدای خنده گل، کار بلبل می کند صائب
ندارد احتیاج نغمه سنجی گلستان ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنجهای انسان و تلاش برای پرواز به سوی زیباییها و آرزوها میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند پرواز سیمرغ و تیر کمان، احساس ناامیدی و گم شدن در غفلت را به تصویر میکشد. او همچنین به دلهای عاشق و بیخبری آنان از واقعیتهای زندگی اشاره میکند و میگوید که زیبایی و خنده گلها نیازی به سنجش و ارزیابی ندارد. در کل، شعر به تضاد میان آمال و حقیقت، و جستجوی معنا در زندگی انسانی معطوف است.