نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۵۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نباشد چون تن آسانان ز خورد و خواب عیش ما

ز اشک و آه می گردد به آب و تاب عیش ما

سر ما گرم از خون جگر چون لاله می گردد

چو بی دردان نباشد از شراب ناب عیش ما

اگر چه رشته ها کوته ز پیچ و تاب می گردد

دو بالا می شود دایم ز پیچ و تاب عیش ما

به سیر ماه از محفل مخوان پروانه ما را

که می گردد خنک از پرتو مهتاب عیش ما

مکن زنهار منع ما ز سیر و دور ای ناصح

که از گردش به پرگارست چون گرداب عیش ما

سبب جویند بهر عیش ما احباب، ازین غافل

که می باشد برون از عالم اسباب عیش ما

شود در حلقه ذکر خدا، دوران ما کامل

یکی صد می شود چون سبحه در محراب عیش ما

اگر چه فیض بسیارست در تنهانشینی ها

یکی صد گردد از جمعیت احباب عیش ما

تو کز خلوت نداری بهره خرج انجمن ها شو

که باشد در صدف چون گوهر سیراب عیش ما

صفای خاطر از ما در طلبکاری مجو صائب

که باشد در وصول بحر چون سیلاب عیش ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به توصیف زندگی و لذت از دوستی‌ها و جمع‌های خوشایند می‌پردازد. شاعر به تنهایی و خواب راحت انتقاد می‌کند و به جای آن بر اهمیت ارتباطات و جشن‌ها تأکید دارد. او می‌گوید که شادی واقعی در این است که با دوستان دور هم باشیم و از خوشی‌ها بهره‌مند شویم، و نه در انزوا. زندگی را به گرداب و پرگار تشبیه کرده و اشاره می‌کند که ذكر خدا و دوستی‌ها می‌تواند عمق و غنای زندگی را افزایش دهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که برای دستیابی به خوشی واقعی، باید از دوری و انزوای غیرضروری پرهیز کرد و بر دوستی‌ها و همنشینی‌ها تمرکز کرد.