نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶۷۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

تیغ الماس بر اطراف کمر دارد مهر

از صف آرایی شبنم چه خطر داردمهر؟

حسن هر روز به آیین دگر جلوه کند

هر سحر تکیه به بالین دگر دارد مهر

نیست سرگشتگی عشق به جمعی مخصوص

همه اجزای جهان رابه سفر دارد مهر

برسر خشت عناصر چه قدر جلوه کند؟

شکوه از تنگی میدان سفر دارد مهر

عشق هر سوخته جان رابه زبانی دارد

پاس هر ذره به آستین دگر دارد مهر

چه کند داغ جنون را سرشوریده عشق

افسر از کوکبه خویش به سر دارد مهر

صائب از زردی رخسار و دم گرم سحر

می توان یافت که خاری به جگر دارد مهر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی عشق و احساسات مربوط به آن می‌پردازد. شاعر از صف آرایی شبنم، جلوه‌های متفاوت عشق، و تأثیرات عشق بر زندگی‌های مختلف سخن می‌گوید. او به این نکته اشاره دارد که عشق در هر بخش از جهان حضور دارد و هیچ کسی از احساسات و داغ عشق در امان نیست. همچنین، شاعر به تضادهای عشق و احساساتی چون سرگشتگی و دلتنگی، به همراه زیبایی‌های آن اشاره می‌کند. در نهایت، عشق را به‌عنوان یک نیروی فراگیر و عمیق توصیف می‌کند که همواره در زندگی انسان‌ها اثرگذار است.