غزل شمارهٔ ۴۷۰۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر
هزار بوسه ز کنج لب پیاله بگیر
ز نشأه پر طاوسی ار نداری رنگ
به طاق ابروی قوس قزح پیاله بگیر
بهار عمر سبکتر ز برق می گذرد
چو لاله کام دل از باده دو ساله بگیر
بنوش باده گلرنگ و رو به بستان کن
هزار نکته رنگین به برگ لاله بگیر
مزاج ساغر گل نازک است ای بلبل
خدای را پر خود پیش سنگ ژاله بگیر
نصیحتی است ز پیر مغان به یاد مرا
غمی فرو چو بگیرد ترا پیاله بگیر
به عمر خضر چه خمیازه می کشی صائب؟
تو نیز کام دل از باده دو ساله بگیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و لذتهای زندگی اشاره میکند. او دعوت میکند که از لحظات کوتاه بهار استفاده کنیم و از باده و شادی زندگی بهرهمند شویم. به ما یادآوری میکند که عمر مانند بهار زودگذر است و بهتر است از آنچه داریم لذت ببریم. همچنین توصیههایی از پیر مغان به جای گذاشته شده که در زمانهای دشوار، شادی و لذت را فراموش نکنیم و از زندگی بهرهبرداری کنیم. شاعر در انتها به این نکته اشاره میکند که نباید در انتظار عمر طولانی بمانیم و بهتر است از لحظات شیرین زندگی استفاده کنیم.