نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۱۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خشتی به خیر چون خم می بر زمین گذار

دیگر قدم به قصر بهشت برین گذار

اینک سپاه برق عنان ریز می رسد

دست مروتی به دل خوشه چین گذار

چون سوزن از لباس تعلق برهنه شو

پا چون مسیح برفلک چارمین گذار

بر چین چو عنکبوت کمند فریب را

زنبوروار خانه پرانگبین گذار

کمتر نه ای ز خامه بی مغز در وجود

بر صفحه جهان، سخن دلنشین گذار

حرص توانگران ز گدایان فزونترست

جان راببوس وپیش خضر برزمین گذار

جویای توست خوشه گندم به صدزبان

برپای سعی سلسله آهنین گذار

اول بگیر رخنه طوفان نوح را

دیگر بیا به دیده من آستین گذار

صائب علاج آتش سوداست چوب گل

کار عدو به کلک سخن آفرین گذار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نکات مهم و عمیقی در زندگی و تجربه انسانی می‌پردازد. شاعر از ما می‌خواهد که زندگی را با نیکوکاری و احساسات خوب شروع کنیم و به بهشت و خوشبختی دست یابیم. او بر اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی تاکید می‌کند و ما را دعوت می‌کند که با صداقت و محبت رفتار کنیم. همچنین، ذکر می‌کند که حرص و طمع ممکن است انسان‌ها را به گمراهی بکشاند و در نهایت بر اهمیت تلاش و کوشش در زندگی اشاره دارد. رسول می‌گوید که باید از مشکلات به عنوان فرصتی برای رشد و تحول شخصی استفاده کنیم و به جای کینه، عشق و زیبایی را در زندگی قرار دهیم.