نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۴۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار

این آینه را در بغل از آه نگه دار

شب را اگر از مرده دلی زنده نداری

جهدی کن و دامان سحر گاه نگه دار

از آه بود راهی اگر هست به مقصود

گو رشته جان پاره شود آه نگه دار

چون سنگ نشان راهی اگر طی ننمایی

دردامن خود پا بشکن، راه نگه دار

گامی نتوان یافت درین بادیه بی چاه

زنهار عنان دل آگاه نگه دار

زان پیش که مجروح کند خارندامت

دست از گل این باغچه کوتاه نگاه دار

در بیخبری صرف مکن عمر گرامی

ته شیشه ای از بهر سحرگاه نگه دار

سر رشته حق در همه حالی مده از دست

درخواب گران نیز سر راه نگه دار

از چاه به بازار بود جلوه یوسف

زنهار که اسرا خود از چاه نگه دار

هر چند درین بادیه خضرست دلیلت

دامان دل ای رهرو آگاه نگه دار

صائب اگر از سینه سیاهی نزدایی

باری چو کلف پرده آن ماه نگه دار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت آگاهی و حفظ دل و جان اشاره می‌کند. او از شنونده می‌خواهد که در دامان شب، تلاش کند و از ناامیدی دوری کند. اگرچه در زندگی چالش‌ها و دردها وجود دارد، باید با صبر و تلاش به سوی هدف پیش برود و ارتباطش با حقیقت و الهام را حفظ کند. در پایان، او به این نکته تأکید می‌کند که در راه رسیدن به مقصود، باید خود را از آسیب‌ها حفظ کند و از زیبایی‌های زندگی غافل نشود.