نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۷۶۴ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز

سینه چاکان چون قلم درهرگذر داردهنوز

گرچه شددر ابرخط خورشید رخسارش نهان

تیغها چون برق در زیرسپر دارد هنوز

کم نشد ازخاکمال خط غرور حسن او

منت روی زمین برهرنظر داردهنوز

جلوه مستانه اش سیلاب صبر وطاقت است

کوه رابی سنگ از تاب کمر دارد هنوز

زیر ابرخط فرو غ آفتاب عارضش

دیده روشندلان را پرگهر دارد هنوز

چشم شبنم در هوای لاله زارش می پرد

دامنی از دامن گل پاک تر دارد هنوز

در غبار خط نهان شدگرچه دام زلف او

صیدی از هر حلقه در مدنظر دارد هنوز

گرچه زلف سرکش او سرکشی از سرگذاشت

کاکل او فته ها در زیرسردارد هنوز

در ته دامان خط، شمع جهان افروز او

یک جهان پروانه بی بال وپردارد هنوز

زان خط ظالم مشو غافل که در هر حلقه ای

فتنه ها آماده چون دور قمر دارد هنوز

گرچه از خط گوشه نسیان شد آن کنج دهن

از خمار آلودگان صائب خبردارد هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر به توصیف حسن و زیبایی معشوق خود می‌پردازد. او می‌گوید که رغم گذر زمان و تغییرات، زیبایی معشوق هنوز هم دلربا و جذاب است. خطی که بر چهره اوست، نشان از غرور و درخشش دارد و جذابیت او هیچگاه کم نشده است. معشوق به مانند آفتاب نورانی است و چشم‌های کسانی که زیبایی او را می‌بینند، غنی از زیبایی و عشق است. در قسمت‌هایی از شعر به تمثیل‌هایی اشاره می‌شود که نشان‌دهنده قدرت و گیرایی معشوق است، و شاعر هشدار می‌دهد که زیبایی او می‌تواند باعث فتنه و آشفتگی در دل‌ها شود. در نهایت، این ابیات تصویری شاعرانه و خیال‌انگیز از عشق و زیبایی ارائه می‌دهند.