غزل شمارهٔ ۴۸۱۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز
آواز عندلیب به گوشش نخورده است
برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز
در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش
دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز
گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد
نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز
صدبار چین ابروی او داد رخصتم
من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز
ای دیده از غبار ره او چه دیده ای
در پرده است خاصیت توتیا هنوز
صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت
چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، بیانگر حالتی از انتظار و ناکامی در عشق است. شاعر به وضعیتی اشاره میکند که معشوق هنوز به او توجه نکرده و نشانههایی از عشق و وفا در میان نیست. او از زیباییهای معشوق و دلتنگیاش برای دیدن او سخن میگوید و بر لزوم وفا و قرارداد محبت تأکید میکند. احساس ناامیدی و دلتنگی در این شعر به وضوح حس میشود، زیرا پیامهای امید و اشتیاق نیز در دل بیپاسخ ماندهاند.