نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به مژگان اشک پاشیدن میاموز

به ابر تیره باریدن میاموز

به زلف آه،پیچیدن مده یاد

به دراشک، غلطیدن میاموز

دل ما را به درد خویش بگذار

به ماتم دیده نالیدن میاموز

نمی آید عنانداری ز سیلاب

به عاشق پای لغزیدن میاموز

مکن تکلیف جان دادن به عشاق

به مستان جامه بخشیدن میاموز

به شام هجر، دلگیری مده یاد

به مهر و مه درخشیدن میاموز

مده تعلیم خونریزی به نشتر

به مژگان سینه کاویدن میاموز

هوس بیطاقتی راخوب دارد

به سرما خورده لرزیدن میاموز

مگو با عاقلان افسانه عشق

به خون مرده جوشیدن میاموز

مجو وجد و سماع از زاهد خشک

به نبض مرده جنبیدن میاموز

ز خود بیرون شدن زاهد چه داند؟

به چوب خشک بالیدن میاموز

هوس در بوسه دزدی اوستادست

به طفل شوخ گل چیدن میاموز

خدادادست ناز و شیوه حسن

به چشم آهوان دیدن میاموز

مرا کز دودمان اهل عشقم

به گرد شمع گردیدن میاموز

خدادادست علم عشقبازی

به صائب عشق ورزیدن میاموز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به آموزش و یاددهی احساسات و تجربیات عاشقانه می‌پردازد. شاعر به مژگان، زلف و اشک اشاره می‌کند و به معانی عمیق عشق و درد می‌پردازد. او از بی‌فایده بودن برخی عواطف و آموزه‌های نادرست در عشق سخن می‌گوید و به جای آن به زیبایی‌ها و حقیقت‌های عشق می‌داند. شعر با تفکر درباره‌ی عشق به عنوان یک حقیقت معنوی و زیبا پایان می‌یابد و بر این نکته تأکید می‌کند که عشق واقعی فراتر از تعارفات و آموزه‌های سطحی است.