نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸۸۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

ساعد سیمین چو باشد جام سیمین گو مباش

دست رنگین می کند کار شراب لعل فام

باده گلرنگ در دست نگارین گو مباش

هر سفالی رافروغ می بلورین می کند

باده چون روشن بود جام بلورین گو مباش

داغ ما خون رابه همت می تواند مشک کرد

کاکل عنبرفشان و زلف مشکین گو مباش

صحبت دلدار، ما را فارغ از دل کرده است

چون سوارازماست هرگز خانه زین گو مباش

خامه صائب معطر می کند آفاق را

در بیابان ختا آهوی مشکین گو مباش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و لذت‌های باده و عشق می‌پردازد. شاعر ابتدا از زیبایی ساقی و جلوه‌های باده و جام صحبت می‌کند و سپس به تأثیرات مثبت باده در روح و دل انسان اشاره می‌کند. او همچنین به عشق و محبت اشاره می‌کند و بیان می‌کند که این احساسات می‌تواند زندگی را زیباتر کند. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و عطر خوشبوی آن اشاره می‌کند و می‌گوید که همه این زیبایی‌ها و لذتها در کنار هم، روح را سرشار از شادابی و آرامش می‌کند.