نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی تابد ز آتش روی، خط عنبر آلودش

چه شمع است این که چون پروانه گردد گرد سردودش

تماشای گل و شبنم گوارا باد بربلبل

که بوی گل نمی ارزد به روی گریه آلودش

خدا از وعده دور و دراز او نگه دارد!

که دارد وعده بافردای محشر وعده زودش

جهان پرتیر و شمشیرست و من پیراهنی دارم

که تارش رشته جان است و جسم ناتوان پودش

سپند شوخ چشمی نذر آتش کرده ام صائب

که خواهد چشم مجمرروشنایی یافت ازدودش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به بیان زیبایی‌ها و دشواری‌های عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های ظاهر و درونی می‌گوید، در حالی که اشاره به درد و غم ناشی از جدایی و وعده‌های نادیده نیز دارد. استفاده از تصاویری چون شمع و پروانه، گل و بلبل، حس عمیق و لطیف انسانی را به تصویر می‌کشد. همچنین، اشاره به روز قیامت و چالش‌های زندگی، بیانگر مبارزه انسان با شرایط سخت و امید به روزهای بهتر است. در نهایت، شعری است پر از احساساتی که به عشق، درد و امید تعلق دارد.