نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۹۶۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز جولان نظر مجروح می شد روی نیکویش

چسان دل داد خط را کاین چنین استاد بررویش ؟

رمیدن جمع با خواب گران هرگز نمی گردد

چسان این هر دو را آمیخت با هم چشم جادویش ؟

به خال او سپردم خرده جان را،ندانستم

که در ایام خط پنهان کند رو خال هندویش

به تیغ بی نیازی می کشدخضر و مسیحا را

به صید من کجا رغبت کند مژگان دلجویش؟

مدار دلبری برنعل وارون است خوبان را

مشو زنهار صائب ناامید ازچین ابرویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جاذبه‌های چهره معشوق می‌پردازد. شاعر از تاثیرات عمیق نگاه و خال روی چهره محبوب سخن می‌گوید و به حالت‌های دل باختگی و خواب آلودگی اشاره می‌کند. او به نوعی معشوق را به کسانی چون خضر و مسیحا تشبیه کرده که به خاطر زیبایی‌هایش، دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در نهایت، شاعر هشدار می‌دهد که از دلبری و جاذبه‌های معشوق ناامید نشود، زیرا این زیبایی‌ها در واقع راز و جادوی خاص خود را دارند.