نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۰۰ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بپوش چشم ز عیب کسان، هنربین باش

بساز با خس و خار و همیشه گلچین باش

ز سنگ خاره دم تیغ زود برگردد

درین قلمرو آفت چو کوه سنگین باش

به خون ز نعمت الوان دهر قانع شو

گرانبها و گرامی چو نافه چین باش

به یک نظر نتوان دید خلق و خالق را

بپوش دیده خودبینی و خدابین باش

درآ به حلقه روشندلان عالم خاک

ز سنگ تفرقه ایمن چو عقد پروین باش

شکسته پایی برق است سبزه ته سنگ

به بال سعی گریزان ز خواب سنگین باش

نخست از نفس پاک مشک کن خون را

دگر چو نافه چین در لباس پشمین باش

بهشت نقد اگر صائب آرزو داری

برو زخاک نشینان شهر قزوین باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، به تجلی فضائل انسانی و دوری از عیوب اشاره دارد. شاعر توصیه می‌کند که به جای یک‌سویه‌نگری و انتقاد از دیگران، باید به زیبایی‌ها و هنرها توجه کنیم و در زندگی، با مشکلات و چالش‌ها سازگار باشیم. همچنین، به ارزش‌های انسانی و گرایش به نوع‌دوستی تأکید شده و از فرد خواسته می‌شود که در جستجوی حقیقت باشد و در میان انسان‌های روشن‌ضمیر و باصفا قرار گیرد. در انتها، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر به بهشت واقعی و خوشبختی می‌خواهیم دست یابیم، باید با مردم نیکوکار و صمیمی زندگی کنیم.