غزل شمارهٔ ۵۰۴۳ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در جلوه گاه حسن، سراپای دیده باش
در پیش زنگی آینه زنگ دیده باش
در جویبار عقل به لنگر خرام کن
در بحر عشق کشتی طوفان رسیده باش
در جستجوی خانه در بسته است فیض
دایم چو غنچه سر به گریبان کشیده باش
ماهی زبان بحر شد از فیض خامشی
در بزم اهل حال زبان بریده باش
یاد از نگاه گیر طریق سلوک را
درعین آشنایی مردم رمیده باش
پای گریز، شهپر پرواز دشمن است
گر پیش سیل روی آرمیده باش
صائب ببند لب ز بد و نیک مردمان
در دفتر جهان،سخن ناشنیده باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و تجربیات عمیق روحی و عاطفی میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که در جستجوی زیباییهای زندگی و عشق، به مشاهده و تفکر بپردازد. او بر این نکته تأکید میکند که باید در برابر چالشهای زندگی ثابت قدم ماند و از ادراکات عمیق بهره برد. در عین حال، اشاره میشود که انسان باید از قضاوت درباره دیگران اجتناب کند و خود را در مسیر سلوک و یاد خدا قرار دهد. این شعر به نوعی دعوت به خودآگاهی و غور در درون است.