نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را

صاف سازیم درین صومعه ها چون خود را؟

باده از خم به چهل روز به مینا آید

ما به یک جوش رساندیم به گردون خود را

هیچ بر جای نماند از دل ما چون مرکز

تا فکندیم ازین دایره بیرون خود را

از کشاکش نشود رشته جان فارغبال

تا نپیچیم بر آن قامت موزون خود را

کوه غم در دل سودازده ما صائب

بیش از آن است که سنجیم به مجنون خود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و درونی شاعر می‌پردازد. شاعر از تلاش برای رسیدن به حقیقت و خودشناسی صحبت می‌کند و به این نکته اشاره دارد که مانند فیلسوفانی چون افلاطون، او نیز در جستجوی فهم عمیق‌تری از خود و جهان است. او از تجربیات خود در زندگی و چالش‌های روحی‌اش می‌گوید و بیان می‌کند که غم‌ها و مشکلاتش بیشتر از آن است که بتواند آنها را اندازه‌گیری کند. در نهایت، شاعر به وسعت وجودش و احساساتش اشاره دارد و این‌که تلاش برای رهایی از درد و رنج، بخشی از فرآیند وجود اوست.