نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۵۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گردون که زهر می چکد از روی شکرش

خون نقابدار بود شیر مادرش

هر ساده دل که شهد تمنا کند ازو

گردد زنیش، خانه زنبور پیکرش

بحر محیط اگر چه ز بزمش پیاله ای است

شبنم گداست دیده خورشید انورش

این تیغ آبدار که چرخ است نام او

از پیچ و تاب خسته دلان ایت جوهرش

صائب اگر چه با تو دم از دوستی زند

زهر نفاق می چکد از چشم اخترش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار از شاعر به توصیف احساسات و تناقضات انسانی و روابط پرداخته است. در مصرع اول، اشاره به زهر و شیر دارد که به تضاد تلخی و شیرینی در زندگی اشاره می‌کند. شاعر به سادگی دل‌های انسان‌ها اشاره می‌کند که وقتی به دنبال تمنا و خواسته‌های خود هستند، ممکن است به نتایج تلخی برسند. با وجود اینکه زیاده‌خواهی می‌تواند زیبا به نظر برسد، در اصل ممکن است منجر به درد و رنج شود. این اشعار به دورویی و نفاق در روابط انسانی نیز اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که هر ظاهر دوستی ممکن است در باطن زهرآگین باشد. به طور کلی، این اشعار به بررسی عمق احساسات انسانی و پیچیدگی روابط میان افراد می‌پردازد.