نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۷۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از صحبت افسرده روانان به حذر باش

جویای جگر سوختگان همچو شرر باش

بی درد و غم عشق، گرامی نشوددل

از گرد یتیمی پی تعمیر گهر باش

چون سیل به ویرانه نهد گهر روی

جمعیت اگر می طلبی زیر وزیرباش

هموار کن از تاب زدن رشته خودرا

شیرازه جمعیت صد عقد گهر باش

چون لاله درین انجمن از نعمت الوان

قانع به دل سوخته و لخت جگر باش

این نکته سربسته به هشیار نگویند

دربیخبری گوش برآواز خبر باش

بی آب محال است شود دایره آهنگ

در دایره ماتمیان دیده تر باش

در دیده من رقعه ای از عالم بالاست

هر برگ خزان دیده که در فکر سفر باش

صائب مکن از سختی ایام شکایت

چون کبک سبکروح درین کوه و کمر باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت دوری از صحبت‌های افسرده و غمگین می‌پردازد و تأکید می‌کند که انسان باید همیشه جویای عشق و شادی باشد. عشق بدون درد و غم واقعی نمی‌شود و انسان باید در تلاش برای بهبود وضعیت خود و دیگران باشد. شاعر به زیبایی و رنگارنگی زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که باید به زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی قانع بود. همچنین، از انسان‌ها خواسته می‌شود که در مواجهه با مشکلات زندگی، مانند کبک سبک‌روح، با آرامش و امید پیش بروند و از ناامیدی پرهیز کنند. به طور کلی، پیامی از امید و شادابی در زندگی و اهمیت اجتناب از غم و اندوه ارائه می‌شود.