نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۰۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون غنچه نشکفته درین باغ غمین باش

شیرازه اوراق دل از چین جبین باش

چون آتش سوزان مشو ازباد سبکسر

چون آب ز روشن گهری خاک نشین باش

از خشکی اگر ابر گهربار نگردی

درپرورش دانه افشانده، زمین باش

در بستن چشم است اگر هست گشادی

دررهگذر صید،طلبکار کمین باش

دنباله روان راست خطر بیش ز رهزن

آگاه ز خود درنفس بازپسین باش

خواهی که به روشن گهری نام برآری

در روی زمین خانه نشین همچو نگین باش

شاید دری از غیب به روی تو گشایند

چون خال درآن کنج دهن گوشه نشین باش

صائب نبود زیر فلک جای اقامت

چون موج، سبکسیر درین شوره زمین باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ما یادآوری می‌کند که در زندگی باید سعی کنیم مانند یک غنچه که هنوز شکوفا نشده، در دل غم‌هایمان سازگار و آرام باشیم. به جای اینکه از مشکلات به تندی و با آتش خونین شویم، باید مانند آب، آرام و صبور باشیم و در پرورش و رشد خود کوشا باشیم. اگر بی‌خشکی و سختی بتوانیم به ثمر برسیم، باید در دل زمین مثل دانه‌ای که به بار می‌نشیند، به زندگی ادامه دهیم. در زندگی ممکن است خطراتی وجود داشته باشد، بنابراین باید آگاه باشیم و از خود مراقبت کنیم. اگر بخواهیم در این دنیا نام نیک و امیدبخش بگذاریم، باید در زندگی‌مان مثل نگینی درخشان باشیم و گاهی در سکوت و عزلت به تفکر بپردازیم. هرچند جایی ثابت و دائمی در دنیا نداریم، اما باید یاد بگیریم که مانند موجی در دریا، به حرکت و زندگی‌ ادامه دهیم.