نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۱۵ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون برق زود می گذرد آب و تاب خط

زنهار دل مبند به موج سراب خط

چون مو برآتش است دمی پیچ وتاب خط

غافل مشو ز دولت پا در رکاب خط

زینسان که چشم مست تو در خواب غفلت است

ترسم ترا به هوش نیارد گلاب خط

تا چند بیحساب به اهل نظر کنی ؟

اینک رسید نوبت روز حساب خط

ازبس که چشم بوالهوسان خیرگی نمود

رفت آفتاب نوبت روز حساب خط

ریحان خلد نیست سزاوار هر سفال

تا در دل که ریشه کند پیچ و تاب خط

خط بر سر بنفشه فردوس می کشد

در چشم هرکه کشد انتخاب خط

از هاله مه به حلقه ماتم نشسته است

تا کرد احاطه چهره او را سحاب خط

چون داغ لاله مرهمش از مشک سوده است

صائب دلی که گردد داغ و کباب خط

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به گذر سریع زندگی و فریبندگی دنیا اشاره می‌کند و هشدار می‌دهد که دل را به زیبایی‌های ظاهری و گذرا نسپارد. زندگی مانند آتش است که لحظه‌ای با شور و حرارت است و از آن باید هوشیار بود تا در دام غفلت نیفتاد. شاعر به اهمیت ملاحظه کردن عواقب اعمال و حسابرسی از خویش نیز تأکید می‌کند و نسبت به آرامش ظاهری افراد هوسباز و بی‌خیال هشدار می‌دهد. همچنین، او به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی‌های واقعی مانند ریحان نمی‌تواند در دل هر کسی ریشه بگیرد و فقط شایسته افراد خاص است. در ضمن، تصویرهایی از غم و درد ناشی از عشق و فراق نیز در این شعر به چشم می‌خورد.