غزل شمارهٔ ۵۱۸۷ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نتوان به پای سعی رسیدن به طور عشق
خوابیده تر ز زلف بود راه دور عشق
دست ستیزه در کمر بیستون کند
درهر سری که هست می تازه زور عشق
از ظلمت وجود که می برد ره برون ؟
گر شمع پیش پای نمی داشت نور عشق
سیری ز شغل عشق ندارند عاشقان
چون آب شور تشنگی افزاست شور عشق
گر جای خار نشتر الماس سر زند
صائب قد نمی کشد ازراه دورعشق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مشکلات و چالشهای عشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که تلاش برای رسیدن به عشق کار سختی است و از دوری و فاصلههای عشق سخن میگوید. همچنین، عشق همچون نوری است که میتواند از تاریکیها عبور کند و زندگی را روشن کند. عاشقان هرگز از عشق سیر نمیشوند و این عشق همچون آب شور، تنها تشنگی را بیشتر میکند. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که حتی اگر عشق در میان سختیها و دردها باشد، احساس عشق نمیتواند کمرنگ شود.