نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۸۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قامت ز آه شرط بود در نماز عشق

بی آب دیده نیست نمازی نیاز عشق

خونابه اش به صبح قیامت شفق دهد

ناخن به هر دلی زندشاهباز عشق

گر در نماز عقل حضور دل است شرط

غیر از حضور قلب نباشد نماز عشق

بیقدرتر ز اشک شرارست پیش شمع

نقد دوکون در نظر بی نیاز عشق

آن ساز نیست عشق که گیرند گوش ازو

از پرده های گوش کند پرده،سازعشق

شبنم چه عقده بر نفس بوی گل زند؟

لبهای سر به مهر چه سازد به رازعشق؟

چون سایه همای خرد نیست رایگان

تا بر سر که سایه کند شاهباز عشق ؟

منصور راببین که چه از دار می کشد

صائب خموش باش از افشای راز عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و عشق حقیقی می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق نیازمند احساس و دل واقعی است. در نماز عشق، حضور قلب شرط است و اشک و احساسات عمیق از ارزش بیشتری نسبت به صرفاً ظواهر برخوردارند. شعر به این نکته اشاره دارد که بدون اشک و عمق احساس، عشق واقعی شکل نمی‌گیرد. همچنین به عشق به عنوان سادگی و شفافیتی اشاره می‌کند که فراتر از کلمات و صداهاست. در پایان، به داستان منصور و رازهای عشق نیز اشاره می‌شود که نشان از عمق و پیچیدگی این موضوع دارد.