نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۸۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گردی است صبح ازنفس راستین عشق

داغی است مهر از جگر آتشین عشق

قفل درنشاط و سرورست قاف عقل

دندانه کلید بهشت است شین عشق

در چشم آفتاب کشد میل خوشه اش

هر دانه ای که غوطه خورد در زمین عشق

چون گل تمام پرده گوش است آسمان

از اشتیاق زمزمه دلنشین عشق

نزدیک گشته است که چون نار شق شود

این نه صدف ز شوکت در سمین عشق

حسن آنچنان که هست تماشای خود نکرد

آیینه دار حسن نشد تا جبین عشق

صائب هوای گلشن جنت نمی کند

در مغز هر که ریشه کند یاسمین عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار درباره‌ی عشق و زیبایی‌های آن هستند. عشق به عنوان منبعی از نشاط و سرور وصف شده است و آن را به صبحی نسبت می‌دهند که شادی و گرمایی خاص در دل دارد. در این متن، عشق به کلید بهشت تشبیه شده و تأثیر آن بر زندگی و احساسات انسان‌ها بیان می‌شود. همچنین به زیبایی عشق، تشنگی برای عشق و اشتیاق به آن اشاره شده است. در نهایت، عشق به عنوان ریشه‌ای عمیق در دل‌های انسان‌ها و نشانی از زیبایی و حقیقت معرفی می‌شود.