نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۰۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زخمی تیغ شهادت زنده می خیزد ز خاک

همچو گل با جبهه پرخنده می خیزد ز خاک

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز

بید مجنون سر به پیش افکنده می خیزد ز خاک

می شود مرغابی دریای خجلت عندلیب

بس که گل در عهد او شرمنده می خیزد ز خاک

هر که دارد آگهی از چاه خس پوش جهان

با عصا چون نرگس بیننده می خیزد ز خاک

هر گه چون طاوس عمرش رفت در پرداز بال

در قیامت طایر پرکنده می خیزد ز خاک

هر که اینجا خنده را چون غنچه دارد زیر لب

صبح محشر با لب پرخنده می خیزد ز خاک

شرمساری می برد صائب به خلدش بی حساب

هرکه در محشر ز خود شرمنده می خیزد ز خاک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیم شهادت، سرزندگی و رستاخیز پس از مرگ می‌پردازد. شاعر از تصویرهای زیبا و نمادین استفاده کرده تا نشان دهد که حتی در دل خاک و بعد از مرگ، زندگی و شادی وجود دارد. او با اشاره به افرادی که در زندگی خود درصدد حسن و زیبایی بوده‌اند، می‌گوید که این افراد در قیامت با لبخند و سرخوشی برمی‌خیزند. همچنین، بر مفهوم شرم و عذرخواهی در روز محشر تأکید شده است، به طوری که هر کس در آن روز از اعمال خود شرمنده باشد، به نوعی به خلد خدا خواهدرسید. به طور کلی، شعر به آگاهی از پیوند زندگی و مرگ، جستجوی زیبایی و شکنندگی انسان و عواقب اعمال در دنیای پس از مرگ می‌پردازد.