نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۰۲ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بیشتر شد حسرتم از خط آن محبوب خشک

می شود افزون غبار خاطر از مکتوب خشک

در بهار خط که گلریزان ابر رحمت است

تر نشد کام امید من ازان محبوب خشک

گر زخوبان حاصل عاشق همین دیدن بود

نیست فرق از صورت دیوار تا مطلوب خشک

دود ازکنعان برآمد، بوی پیراهن کجاست؟

تاشود چون نرگس تر، دیده یعقوب خشک

تا نهال قامت شاداب اورادیده اند

سرو می آید به چشم قمریان چون چوب خشک

زاهدان تیغ زبان برخاکساران می کشند

در زمین نرم طوفان می کند جاروب خشک

از خطش صائب امید چرب نرمی داشتم

عاقبت سوهان روح من شد آن مکتوب خشک

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و حسرتی اشاره دارد که شاعر از دوری محبوب و خشکی احساساتش می‌کشد. او از نامه‌های خشک محبوبش و غبار خاطر ناشی از آن صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که انتظارش از محبوبش هرگز برآورده نشده است. شاعر به زیبایی بهار و گل‌ها اشاره می‌کند، اما همچنان در دلش امیدی برآورده نشده و جفا خواهد ماند. همچنین، او تضاد بین زیبایی و خشکی را در عشق و احساساتش بیان می‌کند و به زاهدان و تظاهر آنها به زبان انتقاد می‌کند. در نهایت، نامه‌های محبوبش برای او به یک سوهان روح تبدیل شده و او را رنج می‌دهد.