نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۳۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون قفس پر رخنه شد دیوار باغ از جوش گل

بال مرغان غنچه گشت از تنگی آغوش گل

جلوه گاه یار هم دیوانگی می آورد

نیست ممکن در خزان آید به خود مدهوش گل

رخنه منقار بلبل زود می آید بهم

هست اگر این چاشنی باخنده چون نوش گل

دوش کان سروروان مستانه از گلشن گذشت

باغ تنگی کرد بر خمیازه آغوش گل

من که چشم پاک شبنم را شمارم چشم شور

چون توانم دید صائب خار را همدوش گل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعری که ارائه شده، بیانگر زیبایی‌های باغ و گل‌ها و همچنین مشکلات و تنگناهایی است که در این فضا ایجاد شده‌اند. دیوار باغ به خاطر شور و شوق گل‌ها ترک خورده و فضای باغ برای پرندگان تنگ شده است. شاعر به زیبایی و غنای گل‌ها اشاره می‌کند و دلبستگی به زیبایی‌های طبیعی را بیان می‌کند. همچنین می‌گوید که با وجود خزان و مشکلات، زیبایی گل‌ها و احساس عشق و دیوانگی آنها همچنان جاری است. در نهایت، شاعر به تضاد بین زیبایی و زشتی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه عشق و زیبایی می‌تواند در دل خزان و مشکلات نیز خوش بدرخشد.