نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا

صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا

حلقه کعبه ازو نعل در آتش دارد

آن که سرگشته تر از ریگ روان کرد مرا

خانه بر دوش تر از ابر بهاران بودم

لنگر درد تو چون کوه گران کرد مرا

بسته بودم نظر از هر چه درین عالم هست

چشم عاشق نگه او نگران کرد مرا

گل روی سبد فصل بهاران بودم

آه بی برگ تر از نخل خزان کرد مرا

دو زبانی چو الف در دل من راه نداشت

غمزه موی شکافت دو زبان کرد مرا

من نه آنم که گران بر دل موری باشم

ناز در چشم تو چون خواب، گران کرد مرا

دل صد پاره و لخت جگر و دانه اشک

فارغ از نعمت الوان جهان کرد مرا

صائب افسردگی توبه درین فصل بهار

سرد هنگامه تر از فصل خزان کرد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناکی است که شاعر از عشق و غیرت و جدایی تجربه می‌کند. او به تأثیرات منفی عشق بر روح و روان خود اشاره می‌کند و احساساتش را به صورت نمادین توصیف می‌کند. شاعر از سنگینی و درد ناشی از عشق صحبت می‌کند و به احساس سرگشتگی، اندوه و ناامیدی می‌پردازد. این حس و حال به‌ویژه در بهار، زمانی که باید خوشحالی و طراوت باشد، شدت بیشتری می‌گیرد. در نهایت، شاعر نشان می‌دهد که این حس حالات او را به شدت تحت تأثیر قرار داده و او را از نعمت‌های زندگی دور کرده است.