نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۸۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خط نمی سازد طراوت زان سمن رخسار کم

آبروی گل نمی گردد ز قرب خارکم

شمع را از پرده شب گشت رعنایی فزون

نخوت جانان نشد از خط عنبربارکم

منقطع گردید آب خوشدلی از جویبار

هرکجا دیوانه شد در کوچه و بازار کم

عالم روشن به چشم من سیاه از توبه شد

ظلمت دل می شود هرچند ز استغنارکم

از علایق بیشتر کلفت گرانباران کشند

زحمت خارست بر پای سبکرفتار کم

ظلمت است از زندگانی قسمت پای چراغ

زیر پای خویش بیند دولت بیدار کم

می شود از تنگدستی نفس کجرو مستقیم

در ره باریک گردد پیچ وتاب مارکم

نیست از زخم زبان روشن ضمیران را گریز

خار و خس کم گردد از دامان دریابارکم

ظاهر آرایی است کز تعمیر باطن غافل است

رتبه گفتار هرکس باشد از کردارکم

از صلاح ظاهری بسیار کس گمره شدند

نیست در قطع ره دین سبحه از زنار کم

سایه دست نوازش بر سر آزادگان

درگرانی نیست از شمشیر لنگردارکم

حسن او در روزگار خط به حال خویش ماند

از خزان برگی نشد صائب ازین گلزار کم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی ضعف‌ها و نواقص انسانی و اجتماعی می‌پردازد و نشان می‌دهد که زیبایی ظاهری و ظلمات درونی چگونه روح انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هرچقدر هم فردی درظاهر زیبا و خوشرفتار باشد، اگر باطنش غنی و سالم نباشد، تأثیر آن در زندگی و روابطش مشهود خواهد بود. به علاوه، ناملایمات زندگی و سختی‌ها می‌تواند باعث انحراف مسیر اخلاق و درستکاری افراد شود. در نهایت، شاعر بر اهمیت رفتار و کردار در قیاس با ظاهر تأکید می‌کند و می‌گوید که آنچه در زندگی ارزشمند است، به عمق روح و بطن شخصیت مربوط می‌شود.