نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۳۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چند روزی بر در صبر و تحمل می زنم

دست امیدی به دامان توکل می زنم

چند پاداش تنزل سرگرانی واکشم

بعد ازین من هم تغافل بر تغافل می زنم

در خور پروانه من نیست سوز هر چراغ

خویش را بر شعله آواز بلبل می زنم

چون ندارم دسترس بر طره طرار او

درگلستان شانه ای برزلف سنبل می زنم

سوختم از غصه صائب، بعد از ین چون بیغمان

می کشم جام شراب و خنده بر گل می زنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از صبر و تحمل صحبت می‌کند و به امید دست‌یابی به آرزوهایش می‌پردازد. او به بررسی احساسات و دردهای درونی خود می‌پردازد و از غم و غصه‌هایش می‌گوید. در ادامه، او به واقعیت تلخ زندگی‌اش اشاره می‌کند و تصمیم می‌گیرد که با استفاده از شراب و لذت‌های کوچک، به خود آرامش بدهد و بر غم‌های خود غلبه کند. به طور کلی، این شعر بیانگر تلاش برای دل‌خوشی و فراموشی غم‌ها در چالش‌های زندگی است.