غزل شمارهٔ ۵۴۴۸ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ما ز سر بیرون هوای سیر گردون کرده ایم
دست ازین نه خرقه در گهواره بیرون کرده ایم
چون خمار خود به آب زندگانی بشکنیم؟
ما که می در جام ازان لبهای میگون کرده ایم
چون به پای کاروان عقل بسپاریم راه؟
ما که با فرهاد و مجنون سیر هامون کرده ایم
ساعت بد نیست در تقویم ما روشندلان
صلح کل با ثابت و سیار گردون کرده ایم
از جنون مایه دار ماست شور نوبهار
از زکات عشق خود، تعمیر مجنون کرده ایم
عمر اگر باشد تماشای اثر خواهید کرد
نعره مستانه ای در کار گردون کرده ایم!
گرچه در پرده است صائب عشق شرم آلود ما
ای بسا لیلی نگاهان را که مجنون کرده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و فلسفی شاعر است. او به زیبایی به تجربههای عمیق زندگی و عشق اشاره میکند و به شور و شوق درونی خود میبالد. شاعر از رهایی از بندهای دنیوی سخن میگوید و به ارتباطات عاطفی و جنون عشق اشاره میکند. او به کاروان عقل و عشق اشاره میکند و اعلام میدارد که از عشق و تجارب عاشقانه خود معنویت و نیرومندی کسب کرده است. در نهایت، شاعر از آثار عشق و دیوانگی خود سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق میتواند زندگی را متحول کند.