نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴۴۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون سبو تا ما ز دست خویش بالین کرده ایم

خانه خود از شراب لعل رنگین کرده ایم

در خطر گاهی که دامن بر کمر بسته است کوه

بستر و بالین خود ما خواب سنگین کرده ایم

تکیه بر سنگین دلی پیش فغان ما مکن

ما به فریادی سبک صد کوه تمکین کرده ایم

از مروت نیست کردن حق ما را پایمال

ما به خون دست ترا اول نگارین کرده ایم

محضر آماده ای خواهد به خون ما شدن

این پرو بالی که چون طاوس رنگین کرده ایم

بیدلان از مرگ می ترسند و ما چون کبک مست

خنده خود را دلیل راه شاهین کرده ایم

چشم آسایش ز منزل داشتن فکری است پوچ

ما ز غفلت خواب خود در خانه زین کرده ایم

بیغمان گر طره دستار زرین کرده اند

ما ز درد عشق روی خویش زرین کرده ایم

نغمه پردازان گلشن را به شور آورده ایم

مصرعی چون شاخ گل هرگاه رنگین کرده ایم

چون کنیم استادگی در دادن سر همچو گل؟

ما که خواب امن در دامان گلچین کرده ایم

نیست صائب ناله ما را اثر در بیغمان

ورنه خون مرده را احیا به تلقین کرده ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حالتی از شعف و بی‌خیالی عاشقانه است. شاعر به زندگی پرشور و احساسات عمیق خود اشاره می‌کند و از بالین‌کردن خواب خود در دمنوش زعفرانی عشق و خنده‌هایش در برابر خطرات زندگی سخن می‌گوید. او به تکیه بر دل سنگین و فریادهایش می‌پردازد و تاکید می‌کند که محبت و مروت نباید به حق او آسیب برساند. شاعر همچنین از وجود دردهای عاشقانه و سرخوشی‌های بی‌پروا یاد می‌کند و به نغمه‌پردازان عشق اشاره می‌کند که با شعر و مکنات خود گلشن را به شور آورده‌اند. در نهایت، او با شور و شوق از اثرگذاری ناله‌هایش بر بی‌غم‌ها خبر می‌دهد و بر تأثیر عشق و زیبایی بر زندگی خود تأکید می‌کند.