نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۰۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم

نیم نگهت که از گل در پریشانی جدا گردم

همین امید بر گرد جهان سرگشته ام دارد

که او برگرد دل من گرد آن ناآشنا گردم

اگر چه از جگرداری برآتش می توانم زد

ندارم زهره تا برگرد آن گلگون قبا گردم

دری نگشود بر روی چو مهر از دربدر گشتن

مگر یک چند گرد خویشتن چون آسیا گردم

اگر شمشیر بارد بر سرم در دل نمی گیرم

نیم آیینه کز اندک غباری بی صفا گردم

وفا دین من و مهربتان آیین من باشد

رخم از قبله برگردد گر از مهر و وفا گردم

چنان با بیوفایان صائب آن بدمهر می جوشد

که با این مهر نزدیک است من هم بیوفا گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دلبستگی خود به معشوق اشاره می‌کند و از آن به عنوان یک نیروی محرکه در زندگی‌اش یاد می‌کند. او بیان می‌کند که گرچه در زندگی با دشواری‌ها و دردها مواجه است، اما امید دارد که یک روز بتواند به معشوقش نزدیک شود. شاعر احساس می‌کند که به خاطر عشق و وفاداری‌اش به معشوق، ممکن است به بی‌وفایی دچار شود، اما در عین حال می‌خواهد وفاداری خود را حفظ کند. او به تضاد میان درد و امید، وفا و بی‌وفایی اشاره کرده و در نهایت از تأثیر عمیق عشق بر زندگی‌اش سخن می‌گوید.