نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۲۸ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به صورت گرچه بر رخسار مه رویان نظر دارم

ولی در عالم معنی نظر جای دگر دارم

نباشد ننگ اگر عاجز کشی ارباب همت را

به آهی می توانم چرخ را از پیش بردارم

ز مشت خاک آتشدست من دامن کشان مگذر

که چون خشت خم می فتنه ها در زیر سر دارم

گره وا می کنم از کار مردم، دست شمشادم

نه سروم کز رعونت دست دایم بر کمر دارم

به خاموشی ز سر وا می کند شور قیامت را

سر شوریده ای کز فکر او در زیر پر دارم

چه خواهم کرد با گرداب این بحر خطر صائب

چو من از گردش چشم حبابی صد خطر دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تضاد میان زیبایی ظاهری و عمق معنایی می‌پردازد. شاعر از علاقه‌اش به ظواهر می‌گوید، اما در عین حال به دنیای معنوی و عمیق‌تری نظر دارد. او معتقد است که برای حرکت و پیشرفت در زندگی، نیازی به شرم ندارد و می‌تواند با یک آه، دنیا را به شدت تحت تأثیر قرار دهد. شاعر خود را از جنس خاک و آتش معرفی می‌کند و به دیگران هشدار می‌دهد که نباید او را سرسری بگیرند، زیرا او قدرت و زیرکی در هدایت امور دارد و می‌تواند مشکل‌ها را حل کند. او همچنین به شعله‌های شور و قیامت درونی و نگرانی‌هایش اشاره می‌کند و در نهایت از خطرات زندگی و چالش‌های پیش رویش سخن می‌گوید که به خاطر این چالش‌ها، احساس اضطراب و ناامنی دارد.