نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۴۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اگر چه چون دعا از دست خود یک کف زمین دارم

ز محتاجان به گرد خویش چندین خوشه چین دارم

مرا بی همدمی مهرلب و بند زبان گشته

وگرنه ناله ها چون نی گره در آستین دارم

به جای خوشه افشانم اگر خرمن به دامانش

همان از باددستی انفعال از خوشه چین دارم

مرا خونگرمی منت ز کوری پیش می سوزد

ز میل توتیا در چشم میل آتشین دارم

نیم ایمن ز تیغ انتقام چرخ کم فرصت

چو مینا خنده را با گریه در یک آستین دارم

نگردد سنبلستان چون بیابان جنون از من

که سرمشق جنون زان خط و خال عنبرین دارم

ز پاس دل مشو در زلف عنبر فام خود غافل

که روشن این شبستان راز آه آتشین دارم

شود مقبول در درگاه حق چون سجده شکرم

که داغ لعنت از درگاه دو نان بر جبین دارم

درین گلزار چون گل خرده خود جمع چون سازم

که از هر شبنم او چشم شوری در کمین دارم

نیم چون دیگران گر صاحب خرمن، نیم غمگین

بحمدالله که از قسمت زبان گندمین دارم

کند در یک نفس طی هفتخوان آسمانها را

براقی کز دل بیتاب، من در زیر زین دارم

نگردد چون به چشمم عالم روشن سیه صائب

که رو در مردمان از نامجویی چون نگین دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و دردهای درونی خود می‌پردازد. او از حس تنهایی و نیاز به همراهی می‌گوید و اینکه با وجود دستاوردهایش، هنوز احساس بی‌قراری دارد. او به ناله‌های درونی‌اش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که نمی‌تواند خوشحالی را به طور کامل احساس کند. همچنین به سختی‌های زندگی و حس انتقام‌جویی اشاره دارد و این که چگونه باید بین شادی و غم توازن ایجاد کند. شاعر همچنین به عشق و جاذبه‌های جذاب اشاره می‌کند و در نهایت به ستایش خداوند پرداخته و به ارزش‌های معنوی و روحی اشاره می‌کند. با وجود تمام دردها، او از زبان و هنر خود به عنوان منبع آرامش یاد می‌کند و در پایان تأکید می‌کند که نباید مانند دیگران در تنگناها غمگین شود.