غزل شمارهٔ ۵۶۰۰ صائب
صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام
آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام
ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی
بر بساط گهر آبله پا بخرام
ای صبا آتش غیرت به زبان آمده است
به ادب در خم آن زلف چلیپا بخرام
کوهکن سخت به سرپنجه خود می نازد
ناخنی تیز کن ای آه و به خارا بخرام
قیمتی گوهر ساحل صدف دست تهی است
گر گهر می طلبی در دل دریا بخرام
چند صائب ز پی درد به هر جا بدوی؟
قدمی چند به دنبال مداوا بخرام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به تماشا و جستجوی زیباییها و ارزشها اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که به سمت طبیعت و زیباییهای آن برود و از لذتها بهرهمند شود. همچنین، او به جستجوی حقیقت و گوهرهای معنوی و مادی سفارش میکند و تأکید دارد که برای پیدا کردن چیزهای ارزشمند باید در دل دریا و عمیقتر تلاش کرد. در نهایت، شاعر به تلاش برای درمان دردها و مشکلات اشاره میکند، و از مخاطب میخواهد که به جای دویدن بیهدف، قدمی مطمئن به سوی مداوا بردارد.