نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۷۷ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

گرچه از طول امل پا به سلاسل داریم

همچنان چشم امید از کشش دل داریم

پای ما بر سر گنج و ز پریشان نظری

چشم بر کاسه دریوزه سایل داریم

نیست چون ریگ روان در دل ما فکرمقام

ما ز آهسته روی راحت منزل داریم

به چه جرأت نفس تند برآریم از دل

ما که آیینه روی تو مقابل داریم

به فرو رفتن ازین بحر توان شد به کنار

ما ز کوته نظری چشم به ساحل داریم

می زند موج پریزاد ز حق عالم و ما

دیو در شیشه ز اندیشه باطل داریم

زان همه تخم امیدی که فشاندیم به خاک

کف افسوسی ازین مزرعه حاصل داریم

چون صدف لب چه گشاییم به نیسان صائب

ما که گنج گهر از آبله دل داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و امیدهای شاعر می‌پردازد. شاعر ابتدا به دشواری‌های زندگی و طولانی بودن مسیر اشاره می‌کند، اما همچنان امید خود را به دست می‌گیرد. او نشان می‌دهد که در دلش آرزوهای بزرگی دارد، با وجود مشکلاتی که در سر راهش وجود دارد. او به ارزش‌های داخلی و عمیق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که ما نباید از عشق و امید دست بکشیم. شاعر نگرانی‌های خود را از دنیا و افکار بیهوده بیان کرده و به نوعی حس ناامیدی و فقدان را در خود دارد. در پایان، او بر وجود گوهرهای درونی خود تأکید می‌کند و به دنبال برجسته‌سازی ارزش‌های خود در برابر مشکلات است.