نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۲۱ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو خامه معنی نازک در آستین دارم

چرا ز سرزنش تیغ دل غمین دارم

چو آفتاب مرا چرخ خاکمال دهد

به جرم این که سخنهای آتشین دارم

به فکر معنی نازک شدم چو مو باریک

چه غم ز موی شکافان خرده بین دارم

ز زیر چرخ مقوس چگونه بگریزم

هزار ناوک دلدوز در کمین دارم

چو شاخ گل ز شکستن چگونه سرپیچم

هزار معنی رنگین در آستین دارم

چه از هزار طرف رونهاده اند به من

مگر چو آینه من جان آهنین دارم

بیا ز وادی من ای گرهگشا بگذر

که من به هر سر مو صد هزار چین دارم

میان اینهمه نازک طبیعتان صائب

منم که سر خط توفیق بر جبین دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حال و احساسات شاعر می‌پردازد. شاعر از نازکی و لطافت احساساتش سخن می‌گوید و به طور نمادین به سرزنش‌ها و مشکلاتی که درپی کلمات آتشینش دارد، اشاره می‌کند. او از چرخ زندگی و سختی‌های ناشی از آن می‌نالد و ناتوانی‌اش در فرار از این سختی‌ها را بیان می‌کند. همچنین، شاعر به وجود معانی و احساسات متنوع در درونش اشاره دارد و از خود به عنوان یک آینه یاد می‌کند که جانش محکم و آهنین است. او از شخصی که می‌تواند به او کمک کند می‌خواهد تا از مشکلاتش عبور کند. در پایان، شاعر خود را کسی می‌داند که بر جبهه‌ی توفیق مقدم است.