غزل شمارهٔ ۵۸۵۹ صائب
صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما پرده از حقیقت عالم کشیدهایم
در غورگی به نشئه این می رسیدهایم
سرمشق بینیازی ارباب همت است
این خط باطلی که به عالم کشیدهایم
از برگریز تفرقه آزاد گشتهایم
چون غنچه تا به کنج دل خود خزیدهایم
باریم، اگر چه بر دل کس بار نیستیم
خاریم، اگر چه در جگر خود خلیدهایم
چون خامه سوخته است نفس در گلوی ما
از لفظ تا به عالم معنی رسیدهایم
تیغ زبان به حوصله ما چه میکند؟
ما چون نگاه بر صف مژگان دویدهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان جستجوی حقیقت و تجربهی عمیق افراد در جهان میپردازد. شاعر از بینیازی و آزادگی صحبت میکند و به تفرقه و چالشهایی که در زندگی وجود دارد، اشاره میکند. با وجود سختیها و دردها، شاعر بر اشتیاق به زندگی و ورود به عوالم بالاتر تأکید دارد. او به قدرت و تأثیر کلمات اشاره میکند و تأکید دارد که زبان نمیتواند به عمق احساسات و تجارب او آسیب بزند، زیرا او به زیبایی و حقیقت موجود در زندگی نزدیک شده است.