نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۸۷۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گاهی در آب دیده و گاهی در آتشیم

درمانده متابعت نفس سرکشیم

کردند پای بوس هدف تیرهای راست

ما از کجی مقید زندان ترکشیم

موج سراب در دل شب آرمیده است

ما روز و شب ز طول امل در کشاکشیم

چون خار اگر گلی نشکفت از وجود ما

از جسم زار سلسله جنبان آتشیم

در جام لاله ریخت نمک سردی خزان

ما از می غرور همان مست و سرخوشیم

چیدند گل ز دولت بیدار غافلان

ما همچو خوابهای پریشان مشوشیم

دیویم چون ز خویش خبر دار می شویم

چون بیخبر شویم ز هستی پریوشیم

صائب چو موج بر سر این بحر بیکنار

دایم ز خوش عنانی خود در کشاکشیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شرایط متناقض زندگی و احساسات انسانی سخن می‌گوید. او به تضادهایی که در زندگی‌اش وجود دارد اشاره می‌کند، مانند بودن در آب و آتش، و درماندگی در برابر خواسته‌های نفس. شاعر به تحمل درد و رنج‌هایی که ناشی از عدم تحقق اهدافش است اشاره دارد و به این نکته پرداخته که در میان امید و ناامیدی، همچنان در حال مبارزه است. او از سراب و خواب‌های پریشان یاد می‌کند و در نهایت به احساس ناپایداری و دست‌نیافتنی بودن آرامش اشاره دارد. در مجموع، شعر بیانگر کشمکش‌های درونی و بیرونی انسان است و ما را به تفکر درباره وضعیت وجودی خود دعوت می‌کند.