نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹۹۹ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا چون درویشان توان با گاه گاهی ساختن

از سبک مغزی است با زرین کلاهی ساختن

خاک در چشمش، اگر گردد به ظاهر گوشه گیر

هر که بتواند پناه از بی پناهی ساختن

در تلاش نام نتوان چون عقیق ساده لوح

با دل پر خون به ننگ رو سیاهی ساختن

بستر و بالین ز خشت و خاک کن در زندگی

عاقبت چون خوابگاه از خاک خواهی ساختن

از برای طعمه چون قلاب گردن کج مکن

تا به آب خشک بتوان همچو ماهی ساختن

بهر قطع راه عقبی بال سامان دادن است

سیم و زر را پیشتر از خویش راهی ساختن

در هوای جذب دنیای خسیس ای سست مغز

رنگ خود چون کهربا تا چند کاهی ساختن؟

می تواند غوطه در دریای آتش زد دلیر

هر که بتواند به قرب پادشاهی ساختن

از محیط آفرینش فلس اگر داری طمع

با هزاران خار می باید چو ماهی ساختن

از گرانجانان به چوگان گوی سبقت بردن است

قامت خود خم به فرمان الهی ساختن

نیست ممکن صائب از روباه آید کار شیر

مصلحت نبود رعیت را سپاهی ساختن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نقد برخی از رفتارها و تفکرات می‌پردازد. او تأکید می‌کند که انسان‌ها باید از زندگی ساده و بی ریا بهره ببرند و به جای تلاش برای جلب توجه و ثروت، به اخلاق و زندگی معنوی اهمیت بدهند. شاعر یادآوری می‌کند که استفاده از ظاهر برتر و ظاهرسازی، نشانه‌ای از بی‌مغزی است و در نهایت، زندگی واقعی در کارهای ساده و درست خلاصه می‌شود. او همچنین به ضرورت صداقت و اراده قوی اشاره می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به اهداف بزرگ، باید با شجاعت و فداکاری حرکت کرد و در دل مشکلات، عزم راسخ داشت. در نهایت، او به این نکته می‌رسد که افراد نباید به دنبال تقلید ناچیز از دیگران باشند و باید راه خود را پیدا کنند.