نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۰۳ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر سبکروحان گران نبود بپا برخاستن

بر گرانجانان بود مشکل ز جا برخاستن

سرفرازی می فزاید آتش سوزنده را

پیش پای هر خس و خاری بپا برخاستن

خوشنماتر در نگین دان از نشست گوهرست

از بزرگان گران تمکین ز جا برخاستن

حیرت رخسار آتشناک آن جان جهان

برد از یاد سپند من ز جا برخاستن

می رساند یک نفس بنیاد هستی را به آب

چون حباب از جا به امداد هوا برخاستن

می شود با خاک یکسان از طمع نفس خسیس

از سر راه است مشکل بر گدا برخاستن

جذبه ای عشق در کار من افتاده کن

کز سر دنیا شود آسان مرا برخاستن

برندارد عفو اگر از دوش ما بار گناه

سخت دشوارست در محشر ز جا برخاستن

سبزه زیر سنگ صائب راست نتوانست شد

با گرانجانی بود مشکل ز جا برخاستن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلیات عنوان شده به بررسی سختی‌ها و چالش‌هایی می‌پردازد که انسان‌ها در برابر مشکلات و موانع مختلف با آن‌ها مواجه می‌شوند. شاعر به بیان این نکته می‌پردازد که برخاستن و مبارزه در برابر سختی‌ها برای افرادی که روح و قهرمانانه به زندگی نگاه می‌کنند، دشوار نیست، اما برای کسانی که دچار مشکلات عمیق‌تری هستند، این عمل به مراتب دشوارتر می‌شود. شاعر در ادامه به ارزش و اهمیت شجاعت و سرفرازی اشاره دارد و تصریح می‌کند که حتی آتش و سختی‌ها می‌توانند به رشد و بالندگی انسان‌ها منجر شوند. همچنین به مفهوم عشق و جذبه‌ای اشاره می‌کند که می‌تواند انسان را از دل مشکلات رها کند و بر آنها غلبه کند. در نهایت، شاعر از بار گناهان و چالش‌هایی که در روز محشر پیش روی انسان‌ها قرار می‌گیرد، سخن می‌گوید و به سختی‌های برخاستن در چنین شرایطی اشاره می‌کند.