نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰۰۶ صائب

صائب / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پیش اهل دل ادب منظور باید داشتن

با کمال قرب خود را دور باید داشتن

سر نباید تافتن از گفتگوی حق به تیغ

پاس حرف خویش چون منصور باید داشتن

چشم شور از نعمت فردوس لذت می برد

درد و داغ عشق را مستور باید داشتن

گریه کردن پیش بی دردان ندارد حاصلی

تخم را پاس از زمین شور باید داشتن

تا به شیرینی سرآید روزگار زندگی

نفس را قانع به تلخ و شور باید داشتن

برنمی آید دل نازک به استیلای عشق

شیشه را پاس از می پر زور باید داشتن

در چنین عهدی که از روشندلان آثار نیست

در بغل آیینه را مستور باید داشتن

از فروغ هر شراری سوختن دون همتی است

شرمی از روی چراغ طور باید داشتن

چشم او در روزگار خط قیامت می کند

در بهاران مست را معذور باید داشتن

گر بود روی زمین در حلقه فرمان تو

چون سلیمان دست پیش مور باید داشتن

شمع اگر صائب صلای گرد سرگشتن دهد

خاطر پروانه را منظور باید داشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان نکات اخلاقی و فلسفی می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که آدمی باید در مقابل اهل دل با ادب و احترام رفتار کند و در عین حال از خود را دور نگه دارد. او به اهمیت گفتگو با حقیقت و پذیرش تلخی‌ها در زندگی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که درد عشق را باید پنهان کرد. در ادامه، اشاره می‌کند که گریه کردن در برابر کسانی که درک نمی‌کنند بی‌فایده است و باید مراقب موارد حساس بود. شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به روزهای شیرین باید قانع به تلخی‌ها زندگی کرد و در مواجهه با عشق، دل نازک را باید حفظ کرد. در نهایت، او از روشنایی و سوزش دل در برابر عشق می‌گوید و بیداری از خواب غفلت را امری ضروری تلقی می‌کند. به طور کلی، این شعر به هدف زندگی، عشق و مواجهه با مشکلات روزمره می‌پردازد و اهمیت حفظ وقار و ادب را یادآوری می‌کند.